تبلیغات اینترنتیclose
رجزخوانی شب! :: شماعادت به مردن داشتید ( محمد رضا ترکی )
پیچک ( محمد رضا ترکی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

رجزخوانی شب!
 

 

شماعادت به مردن داشتید از اول این داستان،ما نه!
سیه پوشان این دشت جنون بودید چون نیلوفران،ما نه

دهان واکردهرجا زخم تیغی، بی محابا برشماخندید
زبس خوردید،از هر دشمن وهر دوستی زخم زبان،ما نه

شما قامت به خون بستید، چون منصور در میدان جان دادن
درآن ساعت که می دادند بر گلدسته های شب اذان،ما نه

هزاران تن اگر بر خاک افتد از شمایان، هیچ باکی نیست
به رگبار و به طوفان انسها دارید چون برگ خزان،ما نه

یقینا گوشهای بسته دنیا بدهکار صداتان نیست
اگر فریادتان پیچیده باشد در زمین و آسمان، ما نه

ندایی از گلوی ما برآمد، هر طرف پیچید چون تندر
شما بر شعله می پیچید، همچون شمعهای نیمه جان، ما نه

یقینا خون مارنگین تراست از خونتان،هرچند گسترده ست
شبیه دشتهای ارغوان،خون شما تا بی کران، ما نه

ولی ما مثل شب بی انتهاییم و پراز راز و هراس آور
شما خورشید هم باشید می گردید در ظلمت نهان، ما نه!

 

 محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/8905.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه -4, | بازديد : 194