تبلیغات اینترنتیclose
همسفر :: از خویش تهی می شدم و شور و شر من( محمد رضا ترکی )
پیچک ( محمد رضا ترکی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ شنبه 23 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

همسفر
 

 

از خویش تهی می شدم و شور و شر من
می مرد بدان گونه که لرزان شرر من

شوقی نه که در حال و هوایی بتکاند
انبوه غبار قفس از بال و پر من

چون معجزه رخ دادی و در لحظۀ تردید
واشد به یقین رخ تو چشم تر من

تاویل چه رویای شگفتی که گذشتی
چون خواب خوشی بر شب دور از سحر من

چون جوجۀ گنجشک که از لانه بیفتد
افتاد به دست تو دل دربه در من

تا از تو خبردار شدم گم شدم از خویش
زان روز کسی جز تو ندارد خبر من

هر سو که نظر کردم و هر جا که گذشتم
نگذشت به غیر از تو کسی از نظر من

آن گونه پرم از تو که انگار از آغاز
من همنفست بودم و تو همسفر من

 

محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/9105.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه - 11, | بازديد : 241