تبلیغات اینترنتیclose
به بهانه انتشار خاكستر آيينه
پیچک ( محمد رضا ترکی )
شعر و ادب پارسی

توجه توجه برداشت از سایت جام جم به آدرس زیر

جام جم لطفا کلیک کنید

 

 

گفت‌وگو با دكتر محمدرضا تركي به بهانه انتشار خاكستر آيينه


عشق حرف اول را مي‌زند


جام جم آنلاين: اشاره: دكتر محمدرضا تركي از چهره‌هاي شناخته شده و مطرح ادبيات روزگار ماست كه هم در حوزه آكادميك و هم در جريان جدي شعر نقش‌آفريني مي‌كند. محمدرضا تركي در كارنامه فرهنگي خود جداي از تدريس و عضويت در هيات علمي دانشكده ادبيات دانشگاه تهران، مسووليت‌هايي چون مديريت شبكه راديويي فرهنگ و سردبيري فصلنامه تخصصي شعر را دارد.

بسياري از جوانان هم محمدرضا تركي را با «فصل فاصله»اش در فضاي مجازي مي‌شناسند كه يكي از قديمي‌ترين وبلاگ‌هاي جدي و تخصصي زبان فارسي محسوب مي‌شود كه متاسفانه چند وقتي است تركي آن را به حالت تعطيل در آورده است.

او پيش از اين 2 مجموعه شعر را منتشر كرده بود و امسال سومين كتاب شعر تركي با نام «خاكستر آيينه» مدتي است منتشر شده و در همين زمان كوتاه هم مورد استقبال مخاطبان قرار گرفته است.

به همين بهانه به سراغ او رفتيم تا برايمان از دغدغه‌هاي شعري خود در اين مجموعه سخن بگويد؛ گفت‌وگويي كه در آن بيشتر به تفاوت شعر و بازي‌هاي كلامي پرداخته شد.

كمي از دنياي شاعرانه‌تان در مجموعه خاكستر آيينه بگوييد. دغدغه‌ها و معيارهاي شما براي سرايش يك اثر خوب چيست؟

براي من به عنوان يك شاعر 3 مساله هميشه اهميت داشته است: انديشه، مسائل اجتماعي و تغزل. سروده‌هايم معمولا پيرامون اين 3 موضوع مي‌چرخند و سعي مي‌كنند خواننده را با خودشان به تعمق در اين عرصه‌ها فرا بخوانند. اگر اين دغدغه‌ها نبود هرگز به دنبال شعر نمي‌آمدم و اجازه نمي‌دادم شعر ذهنم را اشغال كند. تعجب مي‌كنم از شاعراني كه به صرف بازي‌هاي زباني دلخوشند. شعر بايد حرفي براي گفتن داشته باشد،

دغدغه انساني را بيان كند، نسبت به شرايط اجتماعي حساس باشد و حداقل با بيان عشق، احساس و صميميت روح آدم را تكاني بدهد.

 شعر بي‌حادثه، شعر بي‌دغدغه، شعر تفنني چيزي است مثل حل جدول متقاطع كلمات. شعرهايي كه فقط به بازي‌ها و تفنن‌هاي زباني و به رخ كشيدن بعضي شگردهاي فني بسنده مي‌كنند فقط پوسته‌اي از شعر را دارند.

البته زبان در شعر درست مثل تخيل و عاطفه يك اصل مهم است و بدون زبان هيچ شعري اتفاق نمي‌افتد، اما همه شعر زبان و قالب نيست. نبايد خود را فريب داد و كودكانه به هنجارشكني‌هاي زباني و نحوي و خروج از نرم‌هاي موجود نگاه كرد.

مي‌دانيم كه بچه‌ها استاد بازي با كلماتند و گاهي دانسته و ندانسته كلمه‌ها، تركيب‌ها و ساخت‌هايي را مي‌آفرينند كه حتي از نظر بزرگ‌ترها خيلي بامزه و شيرين است، اما آن بازي‌هاي كودكانه با زبان را نمي‌توان شعر گفت. ادبيات چيز ديگري است كه همواره با نوعي فرهيختگي همراه است.

حالا كه ناخواسته وارد چنين بحثي شديم اين را هم بگويم كه شگردهاي زباني چون مبتني بر آشنايي‌زدايي هستند، معمولا در برخوردها و نگاه‌هاي اول جاذبه دارند و شگفتي ما را برمي‌انگيزند و بعد از چند بار تكرار و خوانش، خيلي زود ـ مثل يك لطيفه تكراري ـ رنگ مي‌بازند و كهنه مي‌شوند، اما به عنوان مثال در سخن سهل ممتنع سعدي چيزي است كه هرگز كهنه نمي‌شود و هميشه مي‌تواند ذهن‌ها را مجذوب كند.

 

آقاي تركي! شما پيش از اين، 2 كتاب جدي شعر را منتشر كرده‌ايد. به نظر خودتان تفاوت اين مجموعه شعر آخري با آثار قبلي در چيست؟

تفاوت خاكستر آيينه با 2 مجموعه قبلي اين است كه حجم تغزل و عاشقانه سرايي در اين كتاب از 2 مجموعه قبلي بيشتر است. بعد از تغزل، انديشه رتبه بعدي را در اين دفتر به خود اختصاص داده و چهار پنج شعر اجتماعي هم هست كه تحت تاثير اوضاع روز سروده شده‌اند.

 به هر حال عشق در اين مجموعه حرف اول را مي‌زند و اين شايد براي كساني كه از دور مرا مي‌شناسند و توقع دارند به اعتبار اشتغال به تدريس در دانشگاه و مسائلي از اين دست از چنين مسائلي دور باشم، عجيب بنمايد.

يكي از دوستان كه سال‌ها بود شعرهاي مرا نديده بود به شوخي مي‌گفت خوب بود اسم مجموعه را عاشقانه‌هاي بعيد مي‌گذاشتيد، چون از شما بعيد مي‌دانستم كه بعد از سال‌ها هنوز فضاي تغزلي بر ذهن شما حاكم باشد!

كمي هم درباره انتخاب نام مجموعه بگويد.

اين نام در بردارنده مفهوم خاصي در شعر شماست؟

نام مجموعه، همان‌طور كه در اول مجموعه توضيح داده‌ام، برگرفته از ديوان و اشعار مولانا ابوالمعاني بيدل دهلوي است. نام‌هاي زيادي به ذهنم مي‌رسيد و دوستان هم پيشنهادهايي داشتند، اما سرانجام تصميم گرفتم براي رها شدن از حيرت نامگذاري به ديوان بيدل تفال بزنم كه در دوبار پي‌درپي ابياتي با مضمون خاكستر و آيينه آمد. يكي از ابيات كه در خاطرم مانده اين بود:

خاك ارباب نظر سامان نور آگهي است

سرمه بايد كرد اگر آيينه خاكستر شود

مي‌دانيم كه در گذشته آينه‌ها از فلز ساخته مي‌شدند نه شيشه و با خاكستر جلا مي‌دادند.

اميدوارم خاكستر كلماتي كه در خاكستر آيينه آمده‌اند دلي را صفايي ببخشند و احساسي را جلا بدهند.

يكي از ويژگي‌هاي اين مجموعه، تنوع قالب است. چرا مجموعه‌اي يكدست از نظر شكل و فرم ظاهري منتشر نكرديد؟

در خاكستر آيينه 40 غزل، 15 شعر نيمايي، 4 شعر سپيد و حدود 10 رباعي آمده است. علاوه بر اينها، برخي از اشعار اين مجموعه خودشان مشتمل بر چندين رباعي يا تك بيت هستند كه فضاي مشترك و مضمون نزديك، آنها را به صورت يك شعر درآورده است.

بويژه تك‌بيتي‌هايي كه فضا و وزن مشتركي دارند و در محور عمودي به يكديگر مربوط‌اند، اگر فضاي منسجمي را ايجاد كنند مي‌توانند به عنوان قالبي خاص و مجزا در شعر امروز مطرح شوند.

در انتها بايد اضافه كنم، يكي دو مثنوي و دوبيتي و شعر محاوره‌اي و چند شعر طنز هم در اين مجموعه ديده مي‌شود. اين اثر گزيده‌اي از سروده‌هاي سال‌هاي 88 ـ 87 مرا در بردارد كه خوشبختانه تا اينجا مورد عنايت مخاطبان قرار گرفت و دوستان منتقد، نقدهايي بر آن نوشته‌اند.

البته معتقدم معرفي و بازتاب خبر انتشار كتاب از سوي رسانه‌ها براي آثار اينچنيني اهميت بسياري دارد، زيرا شاعري كه اثري را منتشر كرده ولي اثر او به مخاطبان واقعي شعر نرسد و بخوبي در فضاي ادبي نقد و بررسي نشود، درست مثل كسي است كه در خلأ فرياد مي‌زند.

البته نبايد از نظر دور داشت كه يك كتاب و اثر خوب در هر شرايطي حتي اگر با سكوت و تنگ نظري ديگران رو به رو شود سرانجام جاي خودش را ميان مخاطبان شعر باز مي‌كند و كسي نمي‌تواند حضور شعري را كه زبان به زبان مي‌چرخد ناديده بگيرد.

به عنوان آخرين پرسش، با توجه به اين كه شما استاد دانشگاه در رشته ادبيات فارسي هستيد، زمينه پژوهشي شما چيست؟ آيا فارغ از دغدغه‌هاي شعري، اثر تحقيقي تازه‌اي در دست نشر داريد؟

در عرصه كارهاي تحقيقي، چند سالي است كه خاقاني حاكم بلامنازع ذهن من است. يادداشت‌هاي زيادي در مورد شعر اين شاعر بزرگ فراهم كرده‌ام كه به نظر دوستان دانشجوي من تازگي دارند و اگر فرصت و حوصله‌اي باشد شايد روزي آنها را به چاپ سپردم. تا خدا چه خواهد!

 

الناز اسكندري
جام‌جم

 

توجه توجه برداشت از سایت جام جم به آدرس زیر

جام جم لطفا کلیک کنید