تبلیغات اینترنتیclose
محمد رضا ترکی، مثل ماه -9
پیچک ( محمد رضا ترکی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

بی عشق...
 

**

هر چند می توانی
-در حد چند لحظه-

محروم از هوا زیست
با من بگو که بی عشق

آن چند لحظه را تا
هنگام جان سپردن

باید چه سان
                چرا
                   زیست؟!

 

 

محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/9011.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه -9 , | بازديد : 165

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

حسن یوسف
 

 پردۀ اول:

بر جماعت زنان درآمدی
دستهایشان را بریدند
[در دست هریک ترنجی بود و چاقویی]
گفتند او شاید فرشته ای باشد...
پیراهنت را دریدند و به زندانت افکندند

پردۀ دوم:

بر جماعت زنان درآمدی
چشمکی زدند و لبخندی
[در دست هر یک خیاری بود و نمکدانی]
گفتند او شاید هنرپیشه ای باشد...چه با نمک!
دورت حلقه زدند و به زور از تو امضا گرفتند
فقط پیراهنت را دریدند

پردۀ سوم:

بر جماعت زنان درآمدی
خود را به ندیدن زدند
و گرم مباحث فمنیستی شدند
[در دست هر یک سیگاری روشن بود و فندکی]
هیچ نگفتند و به سلامت گذشتی!


اما فقط داستان اول
با همه تلخی و دردناکی
احسن القصص بود!

 

محمد رضا ترکی

 http://fasle-faaseleh.blogfa.com/9011.aspx

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه -9 , | بازديد : 256

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

گل و لبخند

 

زمستان در زمستان کی هراس یخ زدن داری
تو که رنگین بهاری در حصار پیرهن داری

پُری از عطرهای ناشناس جنگلی وحشی
فراغ ای یاس من از رنگ و بوی یاسمن داری

شبیه هالۀ رنگین کمانی از گل و لبخند
به گرد دامنت پروانه ها در پرزدن داری

شبم سرشار عطر و روشنی شد در هوای تو
مگر پیراهنی از عطر شب بوها به تن داری

رهایم کن غبار دامن دشت جنون باشم
چه کاری تو به این دیوانه بازیهای من داری

سراپای تو موزون است و در دیوان چشمانت
چه مضمونهای ناب از حافظ شیرین سخن داری

به رغم عشق قسمت نیست، یا شاید که نسبت نیست
تو را با خوی دلداری، مرا با خویشتنداری

 

 

محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/9011.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه -9 , | بازديد : 157

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

سفر تکوین

**
 


در آغاز خدا بود
و تنها خدا بود
و خدا تنها بود...

و خدا آسمان را
و زمین را آفرید
و شب را
و روز را آفرید

و ستاره ها را به شب
و خورشید را به روز

و درخت را به پرنده
و پرنده را به آسمان بخشید
و تنهاییش را به من...

و تنهایی خدا بزرگ بود
و من کوچک بودم
خدا تو را آفرید
تا تنهایی ام را با تو قسمت کنم

و اینک خداست
و تنها خداست
و خدا همچنان تنهای تنهاست.

 

 

 محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/9011.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه -9 , | بازديد : 151

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

رباعی

*

معرکه
 

از شدت جوگرفتگی جنبه نداشت

او کار به کار جمعه و شنبه نداشت

چرخی زد و برقی زد و افتاد از پا

این معرکه غیر پهلوان پنبه نداشت!

 

 

محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/9010.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه -9 , | بازديد : 130

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


مرخصی

**
 

من مرخّصی گرفتم و به شهر آمدم
جنگ

مثل اینکه ناگهان تمام شد
من

در غبار شهر گم شدم
در میان مردمی که زندگی برایشان
جنگ نابرابر همیشگی ست

از شما برای من
خاطرات مه گرفته ای به جای ماند

من خیال می کنم شما هنوز
در میان خاکریزها

مانده اید
هیچ یک از شما

اهل گم شدن
در میان ازدحام و دود
در شلوغی کبود شهرها نبود

یک گوَن
با گل ظریف رسته در آپارتمان

یک جگن
با گیاه رسته در میان باغ و بوستان
فرق می کند

بی گمان هنوز
مثل ابر

مثل سایه
مثل شط
چون نسیم

در میان قله های برفگیر غرب
در میان دشت آفتابی  جنوب
مانده اید

آه اگرنمانده اید
من چرا

در ازدحام کوچه ها
سالهاست
هیچ چهره ای شبیه چهرۀ شما ندیده ام!

 

 

محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/9010.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه -9 , | بازديد : 114

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

تک بیت

*

یادگار
 

 
یک تکّه پلاک ماند و نامی به پلاک

یک داغ همیشه تازه  بر سینۀ خاک!

 

 محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/9010.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه -9 , | بازديد : 197

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

رباعی

*

نیایش
 

نه عُرضۀ اشتباه داریم خدا

نه توبۀ عذرخواه داریم خدا

ناچیزتر از خطای ما هستی ماست

از ما بگذر گناه داریم خدا!

 

 

محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/9010.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه -9 , | بازديد : 122

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

بی اجابت


 

پس از یک عمر جُستن در تکاپوهای بسیارت
سراپا تشنگی باید گذشتن از عطشزارت

تو آن رازی که دنیا از نگاهم سخت پنهان کرد
که پیچید این چنین در هفت توی گنگ اسرارت

در این کابوس بی پایان، در این رویای ناممکن
به هر سو می دوم سرسختی بغض است و دیوارت

دعایی بی اجابت هستی اما در مذاق من
نمی دانم چرا این قدر شیرین است تکرارت!

وصال تو به یک دلتنگی خاموش آغشته ست
فراق آلودۀ وصل است حتی روز دیدارت

خریداری ندارد از گرانیّ و عجیب این است
کسادی نیز افزوده ست بر گرمیّ بازارت

رسیده ناز چشمان خوش لیلی به چشم تو
و شیرین تر ز شیرین است شیرینیّ رفتارت

غزل در نیمه راه وصف تو از پای می ماند
عبث گفتند خیل شاعران در نظم اشعارت...

 

 

محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/9010.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه -9 , | بازديد : 80

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

جنگل سیاه
 

هر چیز بود - غیر خودت - جا نهاده ای
خود را کنار برکۀ شب وا نهاده ای

با چشمهای بسته در این جنگل سیاه
بیهوده پا به گشت و تماشا نهاده ای

زخمی و بی پناه، تو روحی تکیده را
در تنگنای حادثه تنها نهاده ای

انسان سرشکسته! به هر سو که می روی
گویی به مرز غربت خود پا نهاده ای

خرمهره ای به دست تو دادند و کف زدند
تو ابلهانه پا به سن اینجا نهاده ای

این افتخار نیست که قلبی سیاه را
در من یزید وهم به سودا نهاده ای

دنیا کلاه بر سرت آیا نهاده است
یا تو کلاه بر سر دنیا نهاده ای؟!

در پای صفحه ای که در آن حکم مرگ توست
با دستهای مرتعش امضا نهاده ای:

انسان... غریب...گم شده... دل مرده...مضطرب
بی خویش...بی پناه...به خودوانهاده ای...

 

محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/9010.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه -9 , | بازديد : 124

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

در پیرهن چلچله

 

ای کاش مرا با تو مجال گله ای بود
ای کاش از این فاصله ها فاصله ای بود

انگار به پای من و دل ریخته تقدیر
در بادیۀ عشق تو هر آبله ای بود

ویران شدم و هیچ نگفتم که نگویی
این مرد عجب عاشق کم حوصله ای بود

با یاد تو و هُرم نفسهای تو هر شب
در خلوت تنهایی من ولوله ای بود

هجران تو را سهل شمردیم و چو دیدیم
این قاتل خونخوار عجب حرمله ای بود

با دشمن و بیگانه کجا فاش توان کرد
از دوست -گرفتیم- که در دل گله ای بود

با خرمگسان راز دل خویش گشاید
هر جا عَفن آلوده سر ِ مزبله ای بود

از مرغ سحر ناله بر آورد و چو دیدیم
جغدی ست که در پیرهن چلچله ای بود

از رهزن بیگانه کجا یافت امانی
گر غافل از این همسفران قافله ای بود

دوران خوش حافظ و سعدی به سرآمد
وقتی ز لب دوست امید صله ای بود!

 

محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/9009.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه -9 , | بازديد : 119

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

بوی سیب
 

باغ از شما که بهره ورید از نصیبها
ما را بس است یک سبد از بوی سیبها

یارانه های عسرت و سهمیه های رنج
از آن ِ ما و زخم زبان و شکیبها

دعوا اگر به خاطر دنیاست، پیشکش!
دنیای ما برای شما و رقیبها

هر کس رسید زخم زبانی زد و گذشت
از درد ناله بایدمان یا طبیبها؟!

[کم زخم خورده ایم از این نابرادران؟!
آه از دروغها و امان از فریبها!

شمشیر خصم حنجر ما را نشانه رفت
اما نه مثل خنجر این نانجیبها]

آن سالهای سخت زیانی اگر رسید
ما را به جان رسید و شما را به جیبها

اصلا هرآنچه سهمیۀ ماست از شما
جز بالهای سوختۀ عندلیبها

هر چه به ما رسیده بگیرید و جای آن
بویی بیاورید به ما زان غریبها

آنها که عاشقانه و گمنام پر زدند
آنها که سوخت پیکرشان در لهیبها

 

محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/9009.aspx
 

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه -9 , | بازديد : 135

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

بیا پایین!
 

خم شده پشت ما بیا پایین
با توام..نه .. شما! بیا پایین

ای مهندس, جناب! دکترجان!
اخوی! حاج آقا! بیا پایین

از برای خدا از آن بالا
پسر کدخدا! بیا پایین

پیش از آنکه هوا برت دارد
یک هویی, بی هوا بیا پایین

ای که یک چند پیش از این بودی
کاسب خرده پا بیا پایین

هر که آمد عمارتی نو ساخت
زد به نام شما بیا پایین

قسط من می دهم تو می گیری
وام از بانکها؟! بیا پایین

روی امواج قدرت و ثروت
می روی تا کجا؟ بیا پایین

این همه پشتک آن همه وارو!
اندکی هم حیا بیا پایین

می شود بوی این دو رنگیها
عاقبت بر ملا بیا پایین

روز محشر نمی شود پیدا
پارتی، آشنا بیا پایین

صد کیلومتر رفته ای بالا
قدر یک توکّه پا بیا پایین

پول را می شود همین جا خورد
هی نبر کانادا بیا پایین

من نمی گویم از بلندی قاف
یا ز هیمالیا بیا پایین,

اختلاست اگر تمام شده
لطفا از کول ما بیا پایین!

 


 محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/9009.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه -9 , | بازديد : 70

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

تجاوز گروهی!
 

**

فریاد زدم: الف....
یکی پاسخ داد:

به به چه ب قشنگ و خوبی گفتی!
فریاد زدم: الف!!

یکی دیگر گفت:
زیباتر از این پ تا کنون نشنفتی!

فریاد زدم: الف!!!
یکی زد فریاد:

گاف است که گفته ای
چه حرف مفتی!

در دایرۀ مبهم و محدود لغات
من مات شده در آن هجوم کلمات

فریاد زدم: من از الف می گویم...
منظور من از الف همانا الف است
انگار که گوشهایتان منحرف است!

*

در وادی فهم واژه ها گم شده ایم
از کثرت فهم بود یا کثرت وهم
دیری ست پر از سوء تفاهم شده ایم

رفتار من و تو چیست روزان و شبان؟
یک نوع تجاوز گروهی به زبان!

انگار که دشمن الف تا یاییم
هر روز حریم واژه را
مورد تجاوز قرار می دهیم!

 

محمد رضا ترکی 

 http://fasle-faaseleh.blogfa.com/9009.aspx

برچسب ها : شعر نیمایی,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه -9 , | بازديد : 148

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

هنوز
 

**

نام تو
بر پلاک کوچه

ریزه های پیکرت 
   هنوز روی خاکریز هست

نیمۀ پلاک تو
  هنوز
 

 در میان جانماز ترمۀ عزیز هست

حزن خنده ات


   هنوز
  در میان قاب عکس روی میز هست...

 

آه
چیزی از مرام و غیرت تو
در میان ما 


   هنوز/نیز هست؟!

 

 

محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/9008.aspx

برچسب ها : شعر نیمایی,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه -9 , | بازديد : 154

صفحه قبل 1 صفحه بعد