تبلیغات اینترنتیclose
محمد رضا ترکی، مثل ماه -4
پیچک ( محمد رضا ترکی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

جنگل ابر
 

مانند گلی که زود پرپر بشود
حیف است، چرا  دلت مکدر بشود؟!

گیسو بفشان، قیامتی برپا کن
یک غنچه بخند تا که محشر بشود!

من می شکنم، شعاع اندوهی اگر
در چشم تو بشکند، مکرر بشود

بگذار که حس پر کشیدن تا اوج
در وسعت روحمان شناور بشود

بی چتر بیا کنار این جنگل ابر
بگذار نگاهمان کمی تر بشود

در عشق اگر پیمبری می آمد
می شد دل من همان پیمبر بشود

یک جمله شبیه "دوستت دارم" تو
کافی ست که عشق صد برابر بشود!

من ساده ام و چه ساده با یک جمله
یک آدم ساده می شود ...!!

 

محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/8906.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه -4, | بازديد : 140

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

باز مثل شعر ناب دیگری
جلوه کن که آفتاب دیگری

هرچه می دوم به تو نمی رسم
چشمه سار من! سراب دیگری

بودن و نبودنت دل مرا
می کشد به التهاب دیگری

یا مرا به خوابهای خود ببر
یا مرا ببر به خواب دیگری،

خواب دیگری که مرگ نام اوست
تا نسوزم از عذاب دیگری

هیچ صحنه ای چنین سیاه نیست:
عکس تو درون قاب دیگری

تن نمی دهد دلم به هیچ حال
جز به تو به انتخاب دیگری

ای سوال روزهای گم شده
پرسش مرا جواب دیگری!

 

 

محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/8906.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه -4, | بازديد : 143

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

واحۀ افسوس
 

تنت رویای بی تابی ست در کابوسهای من
گوارا چشمه ای در واحهّ افسوسهای من

تو می خندی و از آن سوی دریاها و رویاها
نسیمی می وزد بر خلوت فانوسهای من

دو ققنوس اند دستانم، و دستان تو خورشیدی
که آتش می زند در خرمن ققنوسهای من

تو آن رازی که مجنون دید در لیلا و مجنون شد
نمی گنجی مگر در قاب نامحسوسهای من

یقین از برکت "یا عشق" و "یا محبوب" و "یا معشوق"
اجابت می شود "یا حقّ" و "یا قدّوسهای" من

پُرم از ُسکر شب بوهای گلگونی که می رویند
به صبح پیکرت همواره بعد از....

 

 

محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/8906.aspx
 

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه -4, | بازديد : 123

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

از دفتر "خاکستر آیینه"
 

 
 
اگر به شوق تو این اشتیاق شکل گرفت
چه شد، چگونه، چرا این فراق شکل گرفت؟!

اگر تمام شدن سرنوشت یک ماه است
چرا به جای طلوع این محاق شکل گرفت

دل از نگاه تو لرزید، عشق پیدا شد
شهید چشم تو شد، درد و داغ شکل گرفت

از آن زمان که جهان را خدا پدید آورد
چقدر حادثه در این رواق شکل گرفت

چقدر حادثه رخ داد تا رخ تو شکفت
و این قشنگ ترین اتفاق شکل گرفت

نسیم زلف تو بر شوره زار خاک گذشت
که طرح سبزترین کوچه باغ شکل گرفت...

دوباره حس عجیبی شبیه دلتنگی...
دوباره عطر تو در این اتاق شکل گرفت...

 

محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/8905.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه -4, | بازديد : 68

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

سکوت
 

 

صدا شدم که بخوانم...ولی سکوت شدم
به گِرد حنجره ام تار عنکبوت شدم

تو کاش هرگز از اینجا سفر نمی کردی
تو رفتی و من تشنه، کویر لوت شدم

تو عین میوه ممنوعی و شگفت اینجاست
تو را نچیده سزاوار این هبوط شدم!

دعای من به اجابت نمی رسد بی تو
خیال کن همهّ عمر در قنوت شدم

همین فراق مرا ریشه دار کرد و صبور
اگر شکستم و تنهاترین بلوط شدم

هجوم ثانیه ها  بی تو هرچه بود گذشت
ولی چه سود که فرسوده سکوت شدم

چقدر ساکت و سنگی، چقدر مصنوعی
ببین چه ساده مبدل به یک ربوت شدم!

 

محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/8905.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه -4, | بازديد : 142

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

تک بیت

 

دلم برای تو تنگ است مثل آن ماهی

که دست موج ز دریا فکنده بیرونش

 

محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/8905.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه -4, | بازديد : 135

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

رجزخوانی شب!
 

 

شماعادت به مردن داشتید از اول این داستان،ما نه!
سیه پوشان این دشت جنون بودید چون نیلوفران،ما نه

دهان واکردهرجا زخم تیغی، بی محابا برشماخندید
زبس خوردید،از هر دشمن وهر دوستی زخم زبان،ما نه

شما قامت به خون بستید، چون منصور در میدان جان دادن
درآن ساعت که می دادند بر گلدسته های شب اذان،ما نه

هزاران تن اگر بر خاک افتد از شمایان، هیچ باکی نیست
به رگبار و به طوفان انسها دارید چون برگ خزان،ما نه

یقینا گوشهای بسته دنیا بدهکار صداتان نیست
اگر فریادتان پیچیده باشد در زمین و آسمان، ما نه

ندایی از گلوی ما برآمد، هر طرف پیچید چون تندر
شما بر شعله می پیچید، همچون شمعهای نیمه جان، ما نه

یقینا خون مارنگین تراست از خونتان،هرچند گسترده ست
شبیه دشتهای ارغوان،خون شما تا بی کران، ما نه

ولی ما مثل شب بی انتهاییم و پراز راز و هراس آور
شما خورشید هم باشید می گردید در ظلمت نهان، ما نه!

 

 محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/8905.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه -4, | بازديد : 194

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

خنده تلخ!

 

گرچه ندرتا... گاهی... مثل ماه می خندی
خنده تو بی معنی ست، اشتباه می خندی!

حرفهات مرموز است،خنده هات مشکوک است
مثل آب آلوده زیر کاه می خندی

مثل گور خر دائم در لباس محکومان
در حصار این زندان،راه راه می خندی!

تو خودت نمی بینی... ابلهانه می گریی
تو خودت نمی دانی...افتضاح می خندی!

ابلهانه خندیدی، کیفرت کنون این است:
بین اشک می سوزی بین آه می خندی!

با دلی غمین چون جام خنده ها نمودی خام
این زمان بر این بخت روسیاه می خندی

شانه هات می لرزند زیر هق هقی از درد
فکر می کنند اینها قاه قاه می خندی!

 

محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/8904.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه -4, | بازديد : 149

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

خستگی ها!


 
من از دور و نزدیکها خسته ام
از این ظاهرا نیکها خسته ام

هم از مذهب زاهدان ریا
هم از دین لائیکها خسته ام

من از این یقینهای ناپایدار
در انبوه تشکیکها خسته ام

از این خط کشیهای بی حد و مرز
از این گونه تفکیکها خسته ام

از این بوقها ، زردها ، سرخها
من از این ترافیکها خسته ام

دلم تشنه جمعه بازارهاست
که از بوی بوتیکها خسته ام

تکاپوی آبی دریا کجاست؟
از این آب باریکها خسته ام

خبر از بهاری حقیقی بیار
از این کارت تبریکها خسته ام!

 

محمد رضا ترکی  

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/8903.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه -4, | بازديد : 122

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

یقین گم شده


 
به این شکستهّ بی دست و پای سرگردان
یقین گم شده اش را به عشق برگردان

هنوز می شود این دل شکسته تر باشد
دل شکستهّ ما را شکسته تر گردان

بریز هر چه عطش را به کام تشنگی ام
لبان شعله ورم را به گریه تر گردان

بس است هرچه تپیدیم زیر خاکستر
بسوز جان مرا باز و شعله ور گردان

مرا که تشنگی از آب خوشتر است امروز
کنار چشمه ببر ، تشنه کام برگردان

دعای ما که دعا نیست ، ادعاست فقط
هر آن دعا که نمودیم بی اثر گردان

دل مرا به کنار ضریح عشق ببر
رمیده آهوی بی تاب دربه در گردان

 

محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/8902.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه -4, | بازديد : 214

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

تعطیلات!

**
بی چشمهایت
خندهّ رنگین کمان ، تعطیل

بی دستهایت
گرمی خورشید سوزان ،

بی گیسوانت
نرمی موجی که ما را می برد تا بی کران
تعطیل

....
در کار دل یا اندکی تعدیل باید کرد
یا هرچه تعطیلی ست را تعطیل باید کرد!

 

محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/8901.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه -4, | بازديد : 190

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

نگاه آخر

 


 
به بی کرانه ، به دریا ، به آسمان برگرد
به آفتاب یقین از مِهِ گمان برگرد

برو پرندهّ غمگین ِ من ، خداحافظ !
به سایه سار درختان مهربان برگرد

کنار من بجز این میله های زندان نیست
از این قفس به افقهای بی کران برگرد

به هر کجا که نشان صداقتی دیدی
بمان ، و گرنه از آنجا به آشیان برگرد

نگاه آخر و تیر خلاص از تو یکی ست
برای کشتن این صید نیمه جان برگرد

بدون نام تو این قصّه بی سرانجام است
نمی شود تو نباشی ، به داستان برگرد

ولی چه فایده ، وقتی بیایی از تن من
نمانده هیچ بجز مشتی استخوان بر  گرد...

 

 

محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/8901.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه -4, | بازديد : 122

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

عادت


 

پیش از آنی که به چشمان تو عادت بکنم
باید ای دوست به هجران تو عادت بکنم

یا نباید به سرآغاز تو نزدیک شوم
یا از آغاز به پایان تو عادت بکنم

بهتر آن است که چشم از تو بپوشم انگار ،
تا به چشمان پشیمان تو عادت بکنم

چون زمستان و خزان از پی هم می آیند
من چگونه به بهاران تو عادت بکنم ؟

بادبان می کشم و موج و خطر در پیش است
باید ای عشق ، به طوفان تو عادت بکنم

ساده تر نیست در آغوش عطش جان بدهم
تا به سرچشمه سوزان تو عادت بکنم ؟!

ای دل غمزده دیری ست که عادت دارم
به سخنهای پریشان تو عادت بکنم !

 

 

محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/8812.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه -4, | بازديد : 136

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

بغض ناتمام
 

 

بعد از تو کارد بر جگر استخوان گذشت
فواره گشت حسرت و تا آسمان گذشت

غمگین ترین تلاوت آیات درد بود
نامت اگر به نیمه شبان بر زبان گذشت

تاوان دل سپردن اگر زنده - مردن است
آسوده آن که زودتر از این جهان گذشت

سودی نداشت بودن با تو بغیر آه
هر چند بی تو نیز ، زیان در زیان  گذشت

ما در چهار راه فصول ایستاده ایم
آنجا که مرگ نیز به صد الامان گذشت

دنیا به ما مجال رسیدن نمی دهد
باید پرنده بود و از این آشیان گذشت

یک بغض ناتمام که بی واژه مانده بود
شکل غزل درآمد و از نای جان گذشت...

 

 محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/8810.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه -4, | بازديد : 214

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

رباعی 

*

دوست
 

تو یک دل بی افول داری کافی ست

لطفی به من ملول داری کافی ست


من فارغم از رد و قبول دگران

اینکه تو مرا قبول داری کافی ست!

 

محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/8809.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه -4, | بازديد : 121

صفحه قبل 1 صفحه بعد