تبلیغات اینترنتیclose
پیچک ( محمد رضا ترکی )
پیچک ( محمد رضا ترکی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ شنبه 23 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

نگاه

 


بنازم به چشمی که زیباترین است
به برق نگاهی که گیراترین است

تمنای تو چون تمنای باران
برای بیابان، تمناترین است

پس از سال‌ها راز زیبایی تو
برای دل من معماترین است

و این دل پس از سال‌ها دل‌سپردن
همان عاشق زار شیداترین است

فرو ریخت در من همه چیز... و این حس
پس از سال‌ها پای برجاترین است

شبیه درختان سرو کهن‌سال
قدیمی‌ست اما شکوفاترین است

چنان ریشه در ما دوانده‌ست این عشق
که از ما و من، من تر و ما تر این است!

 

محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/9203.aspx
 

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه - 12 , | بازديد : 291

نوشته شده در تاريخ شنبه 23 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

به یاد امیرحسین فردی و مهربانیهایش

**

از این خیل زخمی بیفتاد مردی
دلیری سواری یلی همنبردی

دلی مثل آیینه در مهربانی
که ننشسته بر وی نه زنگی نه گردی

نگاهش به رنگ افقهای روشن
به آیین محرابها لاجوردی

نمی یابی از جنس لبخندهایش
جهان را اگر بارها درنوردی

نیندوخت در سرد و گرم جهان هیچ
بجز  داغ و دردی مگر آه سردی

نلغزید و بر خود نلرزید هرگز
نه چون اشک سرخی نه چون برگ زردی

دل دردمندش چه زود از تپش ماند
تو ای عشق با قلب فردی چه کردی!


 

محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/9202.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه - 12 , | بازديد : 265

نوشته شده در تاريخ شنبه 23 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر...

**

 


یک بار دگر نبرد خوبی و بدی
بین شب محض و آفتابی ابدی

یک بار دگر جهل ابوسفیانی
زد تیغ ستم بر تن حجر بن عدی

...

عالم پر آوازه مظلومیتت
عشق تو به اندازه مظلومیتت

یک تربت ویران شده داری ای مرد
این هم سند تازه مظلومیتت!

...

بنگر ز جهالت این همه همهمه را
این خشم و خروش و آن همه واهمه را

حق داشت علی شبانه تنها و غریب
در خاک سپرد پیکر فاطمه را!

...

عشق است که تازه می کند جان تو را
با عشق نهاده اند بنیان تو را

آن گور تهی گلوی فریادی شد
تا نعره زند وسعت ایمان تو را

...

بیهوده به وهم، نقش بر آب چرا
بیدار شوید این قدر خواب چرا

در حرمت اهل بیت اگر شک دارید
توهین به حریم پاک اصحاب چرا؟!

...

بر جهل شما دوا و درمانی نیست
جز کینه و حقد نام و عنوانی نیست


هر چیز در این جهان نهایت دارد
ای جهل تو را نقطه پایانی نیست!

...

مردی که بر اوج عرش بود ایمانش
با حق نشکست لحظه ای پیمانش

چون پرچم حق مزار او پابرجاست
صد بار به خاک اگر کنی یکسانش!

...

باغی که خزان ندید کردند تو را
آیینه ای از امید کردند تو را

بر حرمت و اعتبار تو افزودند
یک بار دگر شهید کردند تو را!

...
آن دل که به عشق منجلی می آید
سرمست شرابی ازلی می آید

بگشای پس از وفات آن تربت پاک
بنگر که از آن بوی علی می آید!

 

حجر بن عدی که این روزها شاهد هتک حرمت مزار شریف

 او به دست اشقیای جاهل روزگار هستیم از نیکان صحابه

 رسول خدا(ص) و از یاران خالص علی(ع) بود که به

فرمان معاویه در مرج عذرای دمشق به شهادت رسید.

 گویند معاویه از قتل او ابراز پشیمانی می کرد و می گفت:

 مرا با تو ای حجر در قیامت روزی صعب خواهد بود!

 

 محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/9202.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه - 12 , | بازديد : 308

نوشته شده در تاريخ شنبه 23 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

این حس سمج!

 


حس می کنی برای تنفس هوا کم است
ذهنت اسیر رخوت یک حس مبهم است

یک حس بی حساب که هی چنگ می زند
بر روح تو که سخت گرفتار و درهم است

یک حس ریشه دار که دلشوره نام اوست؟!
دلتنگی است؟!غربت و رنج است یا غم است؟!

دست از دل تو بر که نمی دارد این سمج
دست خودت که نیست ...مگر دست آدم است؟!

دنیا اگر برای تو باشد چه فایده
در آن دمی که معنی دنیای تو کم است

حتی بهار دوزخ تلخی ست جاودان
اردیبهشت نیست که اردی جهنم است!

 

 

محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/9202.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه - 12 , | بازديد : 271

نوشته شده در تاريخ شنبه 23 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

بهارانه


رها کن از غم و از اخم دلها و جبین ها را
بچین در سفره های مهربانی هفت سین ها را

چه می شد در همین خانه تکانی دم عیدی
به سطل خاکروبه می سپردی بغض و کین ها را

میان ما خطوط فاصله مرز جدایی هاست
بیا و پاک کن از دفترت این نقطه چین ها را

میان شادی و غم نیست مرز روشنی ای جان
به یاد آور به وقت شادمانی ها غمین ها را

تویی که یاد تو فتح الفتوح مهربانی هاست
به یاد ما بیاور شادی فتح المبین ها را

نسیمی می وزد از سرزمین سروهای ناز
که هر دم زنده خواهد کرد یاد نازنین ها را

 

 

محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/9201.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه - 12 , | بازديد : 289

نوشته شده در تاريخ شنبه 23 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

رباعی

*

مرثیه ناسروده ای از نزار قبانی

**


بیهوده مگو که جنگ بیهوده شده
آوار بر آوار اگر توده شده

از مردم سوریه اگر کاسته شد
بر قطر امیر قطر افزوده شده!

...

یک ماشه بی قرار و قربانی ها
یک شاسی انفجار و ویرانی ها...

از آتش و خون جهنمی ساخته اند
سوریه شده بهشت این جانی ها!

...

هرقدر که کشته پشته اینجا شده است
 انگار بساطشان مهیا شده است

از هر طرفی لاشخوران آمده اند
سوری ست که در سوریه برپا شده است!

...

آرامش این کشتی طوفانی کو؟
پایان شب سیاه ویرانی کو؟

تا مرثیه ای برای تو ساز کند
ای شام بگو نزار قبانی کو؟!

...

یک سوی مدرنیته و جان کری ها
یک سوی دگر جبهه تحریری ها

عادی شده این قدر تعجب نکنید
از وحدت کافران و تکفیری ها!

 

محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/9201.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه - 12 , | بازديد : 274

نوشته شده در تاريخ شنبه 23 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

رباعی

*

بغض

*


با نغمه شادمانه می خندیدیم

چون شاخه پرجوانه می خندیدیم

این بغض غریب اگر مجالی می داد

ما نیز بر این زمانه می خندیدیم!

 

محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/9112.aspx
 

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه - 12 , | بازديد : 237

نوشته شده در تاريخ شنبه 23 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

به یاد حسن حبیبی(ره)

 

مردی که دوست داشت دیارش را
دل بسته بود ایل و تبارش را

در اوج و در حضیض جهان هرگز
از کف نداده بود وقارش را

زان سالهای دور که مردانه
بر دوش برد چوبه دارش را

تا آن شبی که رفت و به پایان برد
با عشق راه دامنه دارش را

هرگز نبرد لحظه ای از خاطر
با این کهن دیار قرارش را

هر جا نشان و نقشی از ایران دید
با آب دیده شست غبارش را

او دوست داشت وسعت ایران را
دریا و دشت و کوه و کنارش را

جز سینه ای که مامن ایمان بود
بخشیده بود دار و ندارش را

مردی که در نهایت استغنا
حتی نداشت خاک مزارش را

چیزی از این دیار به نامش نیست
مردی که دوست داشت دیارش را

 

محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/9111.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه - 12 , | بازديد : 215

نوشته شده در تاريخ شنبه 23 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

سایۀ بلوط

 


فریاد و های و هوت تحمل نمی شود
باشد...چرا سکوت تحمل نمی شود؟!

حتی نگاه و زمزمه در خلوت خودت
حتی همین قنوت تحمل نمی شود

بر این صدا و حنجره مانند پنجره
جز تار عنکبوت تحمل نمی شود

در ازدحام این همه فریاد و عربده
آوای یک فلوت تحمل نمی شود

در خاک بی ترحمتان ای کویریان
یک سایه بلوط تحمل نمی شود

در شوره زار نقشه جغرافی شما
غیر از کویر لوت تحمل نمی شود

گیرم که از بهشت شما رانده گشته ایم
آخر چرا هبوط تحمل نمی شود؟!

ما را به حال خود بگذارید و بگذرید
وقتی صدا...سکوت تحمل نمی شود

 

محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/9110.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه - 12 , | بازديد : 248

نوشته شده در تاريخ شنبه 23 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

حرفهای تنهایی

 

 


حرف دارم ولی برای خودم
حرفی از جنس غصه های خودم

حرفهایی که مال من هستند
حرفهایی فقط برای خودم

حرفهایی که برنخواهد خورد
به کسی جز من و قبای خودم

از کجا می توان به خویش رسید؟
من به دنبال رد پای خودم

همه شب یک غریبه می خواند
در خم کوچه با صدای خودم

این غریبه غریبه است اما
غیر او نیست آشنای خودم

باز امشب قدم زدن دارد
با خیال تو در هوای خودم

 

 

محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/9109.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه - 12 , | بازديد : 245

نوشته شده در تاريخ شنبه 23 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


نذر محرم

 

 


پیراهن محرّمی ات را به تن بکن
ای گل لباس شبنمی ات را به تن بکن

وقتی که اشک می چکد از گونه های شهر
شولای اشک زمزمی ات را به تن بکن

با ما غریبه نیستی ای آسمان تو هم
رخت سیاه ماتمی ات را به تن بکن

ما از تو مردمی و رفاقت ندیده ایم
یک بار رخت مردمی ات را به تن بکن

وقتی عزای اشرف اولاد آدم است
تن پوش سبز آدمیت را به تن بکن

این خاک بی حسین کویر است، ای وطن
گلگون قبای پرچمی ات را به تن بکن

نذر پدر، سفارش مادر همیشه بود:
پیراهن محرمی ات را به تن بکن!

 

 محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/9109.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه - 12 , | بازديد : 237

نوشته شده در تاريخ شنبه 23 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |


برای خلیل و مهربانیش!

 


آتش خلیل! بر تو گلستان نمی شود
با مرگ نیز درد تو درمان نمی شود

این عشق آتش است، تو یک جنگل بلوط
جنگل حریف آتش سوزان نمی شود

چشمان شرجی تو به بندر شبیه بود
بندر بدون شرجی و باران نمی شود

این نسل زخم خوردۀ بی تاب شروه خوان
از این جنون و عشق پشیمان نمی شود

باید برای شعر جنون داشت، درد داشت
این شعرها برای کسی نان نمی شود

دمّامها اگرچه بکوبند دم به دم
در این عزا تسلی یاران نمی شود

هرچند سر به صخره بکوبند موجها
تسکین جاشوان پریشان نمی شود

از یادمان نرفته غم قیصر و هنوز
از سینه داغ سید و سلمان نمی شود...


 

محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/9109.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه - 12 , | بازديد : 257

نوشته شده در تاريخ شنبه 23 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

رباعی

*

غارهای واپسین!

*

سرگشته و بی قرار برمی گردد

از پای فتاده، زار برمی گردد

با دست تهی از سفر آهن و دود

یک روز بشر به غار برمی گردد!

 

 محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/9109.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه - 12 , | بازديد : 243

نوشته شده در تاريخ شنبه 23 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

رباعی

*

خاموشی

*
بد نیست که از سکوت تن پوش کنی

غوغای زمانه را فراموش کنی

بنشینی و در خلوت تنهایی خویش

گاهی به تپش های دلت گوش کنی!

 

محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/9108.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه - 12 , | بازديد : 223

نوشته شده در تاريخ شنبه 23 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

ماه ترین!


 

ای سرمۀ چشم تو شب گیسوها
بوی تو شمیم دامن شب بوها

هر سو که نگاه می کنم بی سویی ست
گاهی گذری یا نظری این سوها!

مبهوت تو و اسیر گیسوی تواند
این آینه ها و طرۀ گیسوها

از شوق تو نوشیده سبوها باده
از شرم تو پوشیده پریها روها

یک گوشۀ ابرو بنما، ماه ترین!
تا گوشه نشین شوند این ابروها

باز آمده اند صید چشم تو شوند
ای چشم تو ضامن همه آهوها

بی برکت جستجوی نام تو کسی
راهی نبرد به حق از این یاهوها!

 

 

محمد رضا ترکی

http://fasle-faaseleh.blogfa.com/9107.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : محمد رضا ترکی، مثل ماه - 12 , | بازديد : 258

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 12 صفحه بعد